سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )
29
قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )
و مازندران به اميرزاده شاهرخ بهادر تفوبض فرموده و تبريز و گرجستان و شروان و ولايات با مجموع آذربايجان نامزد اميرزاده ميران شاه . . . و بغداد و كوفه و واسط تا ولايت شام با اميرزاده ابا بكر بن ميران شاه . . . و همدان و نهاوند و نواحى به اميرزاده اسكندر ، و فارس و يزد و ابرقوه به اميرزاده پيرمحمد بن عمر شيخ ، و كرمان و مكران به اميرزاده عمر شيخ رجوع فرموده بود ، و قم و نواحى از قديم باز مردم آن ولايت داشتند و در اين تاريخ خواجه محمد قمى حاكم بود » « 1 » . همو در شرح آشفتگىهاى سالهاى 812 و 813 مىنويسد : « سلطان اويس در كرمان به استقلال بماند و سلطان اسكندر در فارس و عراق و يزد و ابرقوه و كاشان پادشاه شد و قم خواجه محمد قمى داشت » « 2 » . خواجه محمد تا سال 815 در قم به استقلال فرمان راند . و در اين سال به تفصيلى كه پس از اين مىبينيم كشته شد . پايان كار خاندان : سرانجام در سال 815 فرمانروايى هشتاد سالهء خاندان صفى با كشته شدن خواجه محمد آخرين امير خاندان پايان گرفت . شرح اين واقعه چنين است : اسكندر فرزند عمر شيخ و نوادهء تيمور در آشفتگىهاى پس از مرگ او سربرداشته و اندكاندك بر همهء نقاط عراق و فارس دست يافت . قم در اين ميان همچنان در تصرف قدرت مستقل محلي بود ، و اين موجب شد اسكندر به اين منطقه لشكركشى كرده ، با خواجه محمد به جنگ برخيزد كه ابن شهاب
--> ( 1 ) . جامع التواريخ حسنى . برگ 392 پ - 393 ر . ( 2 ) . همان مأخذ . برگ 398 پ .